حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

738

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

مسكن بدهند . هيچ‌يك از اهالى اين ولايت راضى نشدند . بعد از مأيوسى در اواخر ماه ذيحجهء 1324 محمد آقا و پسرهايش با چند نفر از نوكرها به اسلامبل رفتند و تظلم كردند كه هشت ماه از واقعات سرحدى ساوجبلاغ فاصله داشت . حالا اولا جريدهء مقدسه ملاحظه كند كه رجال مغرض مطلب به اين وضوح مضبوط مع التاريخ را به چه لباس مسوده مىدهند به مخبر جريده . و حال آن‌كه از ابتداى شرارت على آقا سال به سال نوشتجات رسمى در دفاتر كارگزارى آذربايجان و وزارت جليلهء خارجه مرتبا ضبط است . حسن اتفاق اين است كه هيچ عاقلى نه چشمداشت مجازات خدمت و خيانت دارد و نه اين رجال را از تاراج مال دولت و ملت منع كرده است . معهذا در روزنامه درج مىشود كه رؤساى روحانى و ملت براى كسر يك عشر از حقوقات غير لازمه با دولت مخالفت مىكنند . و حال آن‌كه سه عشر هم اگر بر حقوق مردم مظلوم بيفزايند ، به قدر تاراج و يغماى يك سالهء يك نفر از رجال دولتخواه پادشاه پرست نمىشود . اگر اين فقرات وجوب علنى حاصل نكرده بود و واجب كفائى بود ، نه به خودم زحمت تحرير مىدادم و نه جناب مؤيد الاسلام را تصديع مطالعه . دوشنبه 5 شعبان 1324 هجرى قمرى از تبريز : حسين قلى خان نظام السلطنه به كلكته : ادارهء مقدسهء حبل المتين « 51 » انظر الى ما قال و لا تنظر الى من قال ؛ ابدا آنچه مىنويسم امضاء نخواهم كرد . ملاحظه كنيد اگر صحيح و خالى از غرض نفسانيت ، در جريدهء مقدسه درج فرمائيد و الا بسوزان در آتش ، بشوى اندر آب . چند سال است كه مىخوانم و مىبينم و عمر عزيز و نور بصر و قوهء دماغيه خود را صرف ايقاض ملت و دولتى كه از خواب غفلت به مرض سبات منتقل شده‌اند مىفرمائيد و چون مدرك اخبارتان اساس مقدسه و مولعى ندارد ، غث و سمين ممزوج است . اين علمائى كه زحمت‌ها كشيده‌اند كتب رجال نوشته‌اند ، فقط براى انتقاد و اعتبار خبر است . مخبرين جناب عالى يا از ادانى ملت ايرانند يا اواسطى كه با اشخاص خبير بصير باشرف ابدا محشور و مربوط نيستند ؛ كسب اخبار را از طبقات پيشخدمت و اجزاء خلوت و كسبه و كسانى كه از كار و شغل مقطوع المرسومند و مطرود و مردود مىكنند . به علاوه در ايران براى احدى اطمينان حاصل نيست كه مطلب صحيح را به برادر و فرزند خود بگويد . به محض شنيدن آن اسباب اعتبار و تقرب و رزق خود كرده به مبادى عاليه مىرسانند و نتيجه‌اش خسارت مالى و شأنى و آبروئى بلكه جانى براى گوينده مىشود . به اين دلايل منطقى البته تصديق خواهيد كرد كه از هزار بيت

--> ( 51 ) - نامه‌ايست به خط حسين قلى خان نظام السلطنه و بدون امضاء ( چنان‌كه در متن نامه نيز تصريح شده است ) خطاب به روزنامهء حبل المتين . اين نامه پست نشده بود ؛ معهذا جهت نمايانيدن انديشه‌هاى ايشان ، نقل آن را مفيد يافتيم .